پنجشنبه دهم اسفند 1385
پروین اعتصامی (قلب مجروح ) قالب : قطعه
دی کودکی به دامن مادر گریست زار کز کودکان کوی به من کسی نظر نداشت
اطفال را به صحبت من از چه میل نیست کودک مگر نبود کسی کاو پدر نداشت
جز من میان این گل و باران کسی نبود کو موزه ای به پا و کلاهی ه سر نداشت
آخر تفاوت من و طفلان شهر چیست آیین کودکی ره و رسم دگر نداشت
هرگز دون مطبخ ما هیزمی نسوخت وین شمع روشنایی از این بیشتر نداشت
همسایگان ما بره و مرغ می خورند کس جز من و تو قوت ز خون جگر نداشت
بر وصله های پیروهنم خنده میکنند دینار و درهمی پدر من مگر نداشت
خندید و گفت آن که به فقر تو طعنه زد از دانه های گوهر اشکت خبر نداشت
از زندگانی پدر خود مپرس از آنک چیزی به غیر تیشه و داس و تبر نداشت
بس رنج برد و کس نشمردش به هیچ کس گمنام زیست آنکه ده و سیم و زر نداشت
نساج روزگار در این پهن بارگاه از بهر ما قماشی از این خوبتر نداشت
۲۵ اسفندماه صد سالگی زاد روز اختر چرخ ادب پروین گرامی باد.![]()
رخشنده ی اعتصامی متخلص به پروین در 25 اسفند 1285 در تبریز از مادری آذربایجانی به نام اختر فتوحی تبریزی و پدری به نام یوسف اعتصام الملک ، به دنیا آمد و در 5 سالگی به همراه خانواده به تهران آمد و در مدرسه ی دخترانه ی آمریکایی ها تحصیلاتش را تمام کرد.
در 28 سالگی با پسر عمویش ازدواج از خودشون در وکردند ولی به دلیل معتاد بودن همسرش ((اعتیاد این بلای خانمان سوز)) در 11 مرداد 1314 از خودشون طلاق در وکردند... .
پنجشنبه دهم اسفند 1385
این شعر ها رو دوستام برای دهکده فرستادن
مرا از یاد برد اخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
مانده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مردم خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد (با تشکر از دوست خوبم آلفا)
برف می بارد ولی گرم است اینجا
زیر کرسی چوبی که بر رویش پتوی پشمی گلدار و در زیرش ذغال
روشنی همچون طلای ناب برقی میزند (با تشکر از دوست عزیزم حمید)

