دهکده ی شعر و غزل
و خدایی که در این نزدیکیست پای آن کاج بلند لای این شب بو ها...
پنجشنبه نهم فروردین 1386
یک شعر زیبا که یک نازنین ناشناس به اسم ثریا برامون فرستاده
خسته بر راهت رسیدم جام عشق را سر کشیدم
در کمان ابروانت عشق را من جمله دیدم
در تمام عاشقان من جز تو معشوقی ندیدم
در پس آن خنده هایت نور دیدم فهم دیدم
در نگاه گل فشانت طعم دنیا را چشیدم
وانگه آن چشمان ندیدم زندگی را تیره دیدم
گر خم ابرو بدیدم دل از این دنیا بریدم
من در آن رخسار زیبا از لبانت بوسه چیدم
من در این دنیا برایت چه ستم ها یی کشیدم![]()
![]()
![]()
ممنون ثریا خانم که زحمت این شعر رو کشیدی![]()
نوشته شده توسط کد خدای دهکده ی شعر و غزل
در 9:47 | لینک ثابت
•
