دهکده ی شعر و غزل
و خدایی که در این نزدیکیست پای آن کاج بلند لای این شب بو ها...
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385
سعدی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن که به همسایه نگوید که تو در خانه ی مایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم ؟ که غم از دل برود چون تو بیایی
نوشته شده توسط کد خدای دهکده ی شعر و غزل
در 17:57 | لینک ثابت
•

