دهکده ی شعر و غزل
و خدایی که در این نزدیکیست پای آن کاج بلند لای این شب بو ها...
پنجشنبه دهم اسفند 1385
این شعر ها رو دوستام برای دهکده فرستادن
سیاه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد اخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
مرا از یاد برد اخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
مانده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مردم خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد (با تشکر از دوست خوبم آلفا)
برف می بارد ولی گرم است اینجا
زیر کرسی چوبی که بر رویش پتوی پشمی گلدار و در زیرش ذغال
روشنی همچون طلای ناب برقی میزند (با تشکر از دوست عزیزم حمید)
نوشته شده توسط کد خدای دهکده ی شعر و غزل
در 18:53 | لینک ثابت
•

